حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
454
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
و بسيار كس از يارانش را بكشت و بسال 420 جمعى فراوان از ايشان فرارى بخراسان شدند و در آنجا تباهى كردند و باصفهان گريختند و نيروى محمود از دنبالشان بود . آنگاه شخصا بخراسان رفت كه زحمت غزان بزرگ شده بود و پيوسته با ايشان بجنگ بود تا بمرد و مسعود از پس وى جنگ غزان را دنبال كرد . همت محمود همه گشودن بلاد نبود كه تعقيب و كشتار فرقههاى مذهبى نيز ميكرد . بسال 408 دست از آستين برآورد و بنابودى ايشان كوشيد و چنان كه عتبى گويد : " فرمان خليفه را كار بست و دستور وى را به همه عمال خويش در خراسان و همه جا فرستاد كه معتزليان و رافضيان و اسماعيليان و قرمطيان و جهميان و تشبيهكنان را بكشند و همه را بر دار كرد يا براند و بگفت تا آنها را بمنبرها لعن كنند و تارومارشان كرد . " و چون فاطميان مصر محنت ياران خويش را در ديار مشرق بدست محمود بديدند به استمالت وى برخاستند اما به مقصود نرسيدند . فتوحات محمود غزنوى در هند آن حملهها كه محمود از سال 392 تا 415 بهند ميكرد رنگ جهاد مذهبى گرفت كه ميخواست اسلام را در آن ديار رواج دهد و بدينوسيله كشتارى را كه از فرقههاى مسلمان كرده بود كفاره كند از اينرو بگفته ابن خلكان : " جنگ هر ساله هند را ملتزم شده بود . " بعلاوه چيپال پادشاه پنجاب كه با سبكتكين پيكارهاى سخت داشت بدوران محمود هنوز نيرومند بود و غزنه كه بنزديك هند شمالى بر فلات مشرف بدشتهاى هندوستان بود و بر درهء كابل و قورم و رود جمال معبر بزرگ هند مسلط بود براى لشگركشىهاى پياپى موقعيتى مناسب داشت و نيز تسلط محمود بر سيستان و ديار غور و بر ماوراء النهر كه از سامانيان بايلك خان ترك و از او بفاتح غزنوى رسيده بود وضعى اطمينانبخش به او داده بود و براى حملههاى مستمر هند فراغ خاطر داشت . بسال 392 محمود بهند شمالى حمله برد و چيپال را اسير كرد و غنائم فراوان